تالار طراحی و معماری

عناصر زیباشناسانه مشترک در معماری و موسیقی

هنرها با یکدیگر تشریک ‌مساعی دارند ودر تعامل و ارتباط با یکدیگرهستند، چنانکه براساس نظریه بینامتنی ، باور بر این است که متنها با یکدیگر در ارتباط هستند ودر بسترهمین ارتباطات است که متنها تکوین می‌یابند.

علی میرزاکلهر به کمک اساتیدش در رساله کارشناسی ارشد خود ، براساس مفاهیم پایه مطرح در معماری و موسیقی ، به مقایسه تطبیقی زیبایی شناسی این دو هنر پرداخته است.

ویژگیهای زیبایی شناسانه که در پژوهش ایشان در معماری و موسیقی مورد بحث واقع میگردند ویژگیهایي هستند که درهردو حوزه مشترک میباشند (جدول ۱)

این ویژگیها به شرح ذیل میباشند:

ریتم

“ریتم بصری” به تکرارعناصرمهم اشکال بستگی دارد. ریتم در معماری به چند حالت ساده، ساده ودوگانه، ساده و سه گانه سنجیده میشود. ریتم ساده به معنای تکرار یک عنصربصری در یک‌جهت و با یک‌فاصله یکسان ازهم است و ریتم دوگانه به معنی وجود دوضرب آهنگ متفاوت در تکرارعناصربصری است.  ریتم سه گانه و چهارگانه هم به معنیِ وجود سه و چهار ضربآهنگ متفاوت در تکرار عناصر معماری در یک نمای واحد است. در تصویری از نمای ” بيمارستان کودکان سر راهي” ساخته فیلیپو برونلسکی (تصویر ۱) ما درمی‌یابیم که چندین ریتم متفاوت در تصویر حرکت می‌کنند، ریتمی آشکار در سطوح پایینی و میانی و فوقانی مشاهده میگردد.

از طرفی ریتم درموسیقی حاصل قرارگیری نتها با ارزش زمانی متفاوت در کنار یکدیگراست . درموسیقی گاها نت تکرارمیگردد که باریتم یگانه درمعماری متناظراست و گاهی بصورت چند نت تکراری در کنارهم قرارمیگیرند که با حالتهای چندگانه درمعماری متناظراست

رنگ

ویژگی رنگ در معماری به این معنا است که با توجه به کاربرد رنگ در فضای بیرونی و فضای داخلی معماری و رنگهای غالب، یکی از اقسام ذیل مشخص خواهد گشت:

۱- رنگهای گرم شامل رنگهای قرمز، زرد، نارنجی و ارغوانی

۲- رنگهای سرد شامل رنگهای آبی، نیلی، سبز و بنفش

۳- رنگهای خنثی شامل سیاه، سفید، خاکستری و قهوه ای.

در تصویری از نمای کاخ مدیچی به وضوح حضور رنگهای غالبا گرم را مشاهده مینماییم (تصویر ۲)

 رنگ در موسیقی که به آن تمبر صوتی هم میگویند، اختلاف صدای سازها یا عوامل ایجاد صوت با یکدیگراست؛ به طور مثال اگر یک ملودی یکسان با دو ساز مختلفِ کمانچه و تار اجرا گردد، با آنکه ملودی و فرکانس صداهای ایجادشده یکی است اما شنونده به خوبی تمایز این دو ساز را متوجه میشود ؛علت این تفاوت رنگها، تفاوت در صداهای مؤکدِ ردیفِ هارمونیک درهر سازاست سازهایی که تنه آنها از چوب ساخته شده است در موسیقی معمولا صدایی گرم ایجاد می‌کنند و در درون ما حالتی از شور و حرارت را شکل میدهند. مانند گیتار، لوت، ریکوردر و … از طرف دیگر سازهایی که دارای ساختار فلزی ً هستند صدایی سرد از خود بروز میدهند و حالتی عمدتا از یاس و آرامش توأم با رخوت در انسان ایجاد می‌کنند که از آن جمله میتوان به ترومبون، فلوت کلیددار، ترومپت و … اشاره کرد و دسته ای دیگر از سازها که صدایی خیلی بم یا خیلی زیر ایجاد مینمایند را میتوانیم به دلیل گنگ و نامفهوم بودن صداها در حیطه سازهای خنثی قراردهیم

اوج و فرود

در موسیقی اوج و فرود، معموال با کانتور ملودی برابر گرفته میشود.(تصویر ۳ ) گرچه عوامل دیگری نیزدر ایجاد حالت اوج و فرود دخیل هستند، اما شکل غالب آن ، همان کانتور ملودی است.

در معماری اوج و فرود با خط بیرونی بنا مطابقت دارد و بیشتربا مفهوم ارتفاع توأمان است. گاهی نقاط اوج، پیوسته و گاهی گسسته اند؛ که در موسیقی نیز این پیوستگی و گسستگی وجود دارد. در این شیوه، تحلیل نقاط اوج و فرود در کانتور ملودی با خط بیرونی معماری در بازه های زمانی مشخص مطابقت داده میشود.گونه های مختلف اوج و فرود که مورد تحلیل قرار میگیرد، حاالت یگانه، چندگانه متصل و چندگانه منفصل است.  در تصویری از نمای کلیسای فلورانس (تصویر۴ ) از آثار فاخر دوران رنسانس ، میتوانیم نقاط اوج و فرود “چندگانه منفصل” را مشاهده نماییم.

ترکیب بندی

ترکیب بندی در معماری و موسیقی به چیدمان عناصر کلی و جزئی در کنار هم و درنهایت دست‌یابی به یک کلیت منسجم اشاره دارد. ویژگی موردبحث به چهار صورت ذیل مورداستفاده است.

ترکیب بندیِ دوتایی B_A به این معنا که بنای معماری یا قطعه موسیقی دارای ساختاری دوبخشی است.

ترکیب بندیِ سه تایی A_B_A به این صورت است که دارای سه قسمت است که قسمت اول و سوم دارای مصالح یکسان اند و در قسمت B حالت و گاه، کار تغییر می‌کند.

ترکیب بندیِ سه تایی بدون تکرار C_B_A که نشاندهنده سه بخش مجزا است .

ترکیب بندیِ سیال که حالتی رونده را نشان میدهد و نمیتوان ساختار را بخشبندی کرد.

حالت متقارن که در آن همه عناصر نسبت به محورهای افقی و عمودی و حتی مورب سنجیده میشوند.

و حالت متوازن که بر اساس وزن و ارزش یا انرژی بصری متعادل میشوند.

بافت و هماهنگی در موسیقی و معماری

” بافت موسیقی ” از ترکیب صداهای گوناگون یک قطعه نتیجه میشود. بافت موسیقی میتواند دارای یک یا دو عنصر (مانند ملودی وهمراهی)، دو یا چند بخش و یا صفت کمابیش دقیق مانند:هموفونیک، فشرده، پیچیده، پُلی فونیک، شفاف و غیره باشد. و” هماهنگی ” به معنای قرارگیریِ عناصر مختلف بصری و صوتی در کنار یکدیگر است به طوری‌ که چهارچوب معناداری را به ذهن متبادر نماید،. هماهنگی در معماری از رعایت وزن بصری، چگونگی قرارگیری رنگها در کنار هم، هماهنگی و تضاد موتیفها و همچنین به وسیله نسبتها حاصل میگردد؛ و در موسیقی هماهنگی با در کنار هم قرار گرفتن صداها و نتها ایجاد میشود که در آن هماهنگیِ ملودیهایی که روی هم حرکت می‌کنند را کنترپوآن، ِ هماهنگی نتهای همراهی‌کننده جریان اصلیِ موسیقی ملودی را ُهموفونیک، هماهنگیِ تک خط را ملودی مونوفونیک وهماهنگی هایی که تصادفی ایجادمیشود را هتروفونیک مینامند. به جهت تطبیق دو حوزه معماری و موسیقی، جریانهای تک‌فام رنگ در معماری با مونوفون در موسیقی مطابقت داده می شد .همچنین جریانهای همراهی‌کننده و فضاساز با ُهموفون و جریانات چندبخشی با کنترپوآن قیاس می گردد.

به عنوان مثال؛ ویژگیهای زیبایی شناسانه در معماری رنسانس را می توانید در لینک نیز دنبال نمایید :

https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=468692

نتیجه گیری اینکه با استفاده از این ویژگی های مشترک می توان به استخراج موسیقی از معماری و بالعکس اقدام نمود که این خود راهگشای پژوهش های آتی درزمینه معماری موزیکال و یا آهنگسازی و تنظیم موسیقی براساس معماری وگستره ای از پژوهشهای مرتبط با هردو حوزه است.

منبع : مقاله عناصر زيباشناسانه مشترک در معماري و موسيقي (مطالعه موردي دوره رنسانس)

از پایان نامه : علی میرزاکلهر

پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی

https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=468692

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن