تالار پژوهش اقوام

شعر نو

شعر نو

این روزها هر کس شکایتی، درددلی، سخن عاشقانه ای را چه مفهوم و چه نامفهوم، چه با زبان ادب و چه با کلام عامیانه، جمله جمله و اغلب بدون ریتم و آهنگ زیر هم بنویسد گمان می کند که شعر نو! گفته است و با شجاعت باید گفت کمتر کسی است که از آثار شاعرانِ معاصر مدعی نوپردازی، یکی دو شعر خوانده باشد و خود شعر نگفته باشد! زیرا با چنین باوری شاعر شدن را آسان پنداشته است.

این روزها با پیشرفت علم و دسترسی به امکانات مختلف از جمله وبلاگ و مجلات رنگارنگ گوناگون افراد مختلفی دست به انتشار آثار خود به عنوان شعر نو زده اند و با اعتماد به نفسی جالب خود را شاعر نوپرداز معرفی می کنند، من در این مطلب سعی در شناساندن مختصر و مفید شعر نو کرده ام، به یاد داشته باشیم هر پدیده ای که توسط ذهن ما ساخته و پرداخته شود نباید به عنوان شعر نو به آن بنگریم و حداقل اجازه نشر آثار خود را بدون در نظر گرفتن یکسری از ویژگی ندهیم. امید است به شعور خود و خواننده احترام بگذاریم و در راه پرورش و ایجاد شعر نو بکوشیم.

و اما ویژگی های شعر نو:
۱- کلام و سخنی فراتر از عادیات و حرف های پیش پا افتاده.هر حرف معمولی و ساده که زیر هم چیده شود شعر نیست، بلکه جانمایه ی هر شعر، اندیشه بلند است.

۲- ایجاز در سخن و دوری از اطناب و دراز گویی. یعنی اندیشه ای را که میتوان به کوتاهی بیان کرد، نباید به تفصیل گفت. به عبارت دیگر نباید توانست همان گفته ها را با کلمات کمتر بیان کرد. آزمایش اینکار بسیار ساده است. اگر پدیده ای به نام شعر نو بدست شما رسید، کلمات و حروف آنرا با دقت بشمارید و سپس همان حرفها را با عبارتی دیگر بنویسید. اگر توانستید با کلمات و حروف کمتر، همان اندیشه را بیان کنید که مطلبی از آن حذف نشود، در شعر بودن آن نوشته ها شک کنید!

۳- اگر سخنی فاقد تشبیه، استعاره، تصویرسازی  بود با نهایت شهامت آن را شعر ندانید. از ویژگی های ضروری شعر، استفاده از تشبیه، استعاره و تصویر های هنرمندانه است و امتیاز شاعر را بر غیر شاعر را دربکار بردن این هنر ها بخوبی می توان دریافت.

۴- واژه های شعر باید خوش تراش و دلچسب باشند و با مشکل پسندی برگزیده شود. هر کلمه ی پیش پا افتاده بحکم اینکه فقط بیان کننده ی مقصود است انتخاب نگردد، بلکه یک نوپرداز باید سختگیری و کنکاش کند و کلمه دلپسندی را که بیان کننده ی مقصود باشد برگزیند.

۵- شاعر نوپرداز باید خود کاشف جهان خود باشد. حس و دید و شعور خود را بکار گیرد و اجاره کننده ی فکر و حس و شعور شاعران سلف نباشد، زیرا اگر بخواهیم حرف گذشتگان را تکرار کنیم چه نیازی به شاعر امروز داریم؟!

۶- تداوم فکر و ادامه منطقی اندیشه، که متاسفانه خیلی از مدعیان شعر نو امروز فاقد این نوع ویژگی هستند. بدین معنی که خط سیر و اندیشه شاعر خط سیر واحد باشد و در یک قطعه شعر از تداوم مطلب و سیر منطقی نگریزد و ناگهان فکر شاعر از فضایی به فضای نامناسب دیگر پرواز نکند.

۷- عده ای گمان می کنند اگر صفتی را به هر موصوفی نسبت دهند قدمی در راه نوپردازی برداشته اند. بدین سبب در شعر خود، گل را عربده جو، آب را ناسپاس و درخت را حیله گر می خوانند و برای میز و در و دیوار، ذهن و شعور قائل می شوند و همین بی بند و باری گروهی نوجوان را در ورطه ی اشتباه می افکند. پس شرط هفتم برقرار کردن رابطه منطقی و عاقلانه میان موصوف و صفت و نسبت دادن صفت های مناسب به اشیا است.

۸- فدا کردن قافیه و ردیف در پای معنا و اندیشه به هنگام ضرورت. یعنی وقتی قافیه و ردیف در برابر معنا تسلیم نمی شود، شاعر آگاه (نه هر مبتدی) باید قافیه و ردیف را پای اندیشه قربانی کند!

۹- به کار بردن حتمی وزن و آهنگ. وزن و ریتم به شعر جان می بخشد و بمنزله خونیست که در رگهای کلمات و اندیشه می دوانیم و مدد آن شعر را از نثر ممتاز می سازیم. اگر شعرهمه ویژگی ها یاد شده را داشت و از وزن عاری بود، شعر منثور است و به قول نیما چون تنی است عریان که بدون جامه مانده است. یکی از ویژگی های اصلی شعر نیمایی تسلط و استفاده از وزن است، حال آنکه بعضی این اصل را فراموش کرده اند و فرمان تحریم وزن را صادر کرده اند زیرا نتوانسته اند در پنجه های نیرومند وزن اقتدار خود را حفظ کنند و ناچار سپر افکندند.

این بود خلاصه ای از خلق شعر نو یا شعر امروز، امیدوارم نشانه های شعر نو راستین را شناخته باشیم و هر مدعی نوپردازی نتواند بافته های خود را دربرابر دیگران بنام شعر نو معرفی کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن