تالار طراحی و گرافیک

تاریخچه عکاسی

چندی پیش کنجکاو شدم و در مورد تاریخ عکاسی ایران در اینترنت گشتی زدم. گاهی به مطالب زیاد و در عین حال ضد و نقیض بر می خوردم که واقعا کلافه ام می کردند. این بود که وقت و فرصت بیشتری بر روی آن گذاشتم و مطالب مفید و مطمئن تری پیدا کردم. حاصل جستجو های خودم رو با کمی ویرایش و گزینش قصد دارم در این یادداشت برای شما بگذارم، سعی کردم مطالب مهم به طور کامل ذکر گردد و در عین حال اصل خلاصه نویسی نیز رعایت شود. اگر مایلید این اطلاعات را با جزئیات بیشتر بخوانید، می توانید به منابع این مطلب در آخر، مراجعه نمایید. امید است که مورد توجه شما خوانندگان قرار بگیرد.

مختصری از پیدایش عکاسی در جهان:

اصل عکاسی به قانون مربوط به اتاق تاریک باز می گردد که اولین بار ارسطو در نوشته های خود که به بیان تجربه ای از رؤیت کسوف می پردازد، معرفی می کند. و قدیمی ترین جعبه ی عکاسی نیز، اتاق تاریک بوده که ظاهرا اولین بار ابن حیثم(قرون ده و یازده میلادی) آن را به کار برده و از قرن شانزدهم  میلادی نقاشان ایتالیایی برای ترسیم مناظر صحیح اشیا از آن استفاده می کردند. لئوناردو داوینچی نیز یکی از همین نقاشان بود که توانست برای رسم دقیق  مناظر ( با استفاده از اینه ای به زاویه ی ۴۵ درجه در مقابل روزنه ی کوچک اتاق تاریک ) ، تصاویر منعکس شده ی مناظر را به روی کاغذی مات منتقل کند.  اما در آن زمان، نه فن عکاسی وجود داشت، و نه کلمه ی فتوگرافی  وضع شده بود. اتاق تاریک «اتاقی » بود که روزنه ی کوچکی بر یکی از دیواره های آن تعبیه شده بود، که نور از آنجا می توانست وارد اتاق شود. نور وارده از روزنه تصویری معکوس از شی ء یا از صحنه ی خارجی بر دیواره ی مقابل روزنه می افکند، و نقاش، خطوط و کل این تصویر را رسم می کرد، و سپس رنگ آمیزی می نمود.

نخستین کسی که موفق به تهیه ی تصاویر پایدار شد، ژ.ن.نیپس فیزیکدان فرانسوی بود. وی صفحه ای اندوده به ماده ای حساس به نور را در اتاق تاریک قرار داد، و سپس برای تثبیت تصویر از طریقه ی معمول  در گراور سازی استفاده کرد. (وی نخستین کسی است که با جعبه ی عکاسی عکس برداشت)

“ویلیام هنری فاکس تالبوت ” را می توان بنیانگذار عکاسی امروز دانست که از تکنیک ( مثبت و منفی ) یا همان نگاتیو امروزی برای عکسبرداری استفاده کرد و به این ترتیب بود که هم از زمان عکسبرداری و هم از ابعاد دوربین های عکاسی (که به دلیل جثه ی بزرگشان به “ماموت کامرا” معروف بودند) کاسته شد.

ورود عکاسی به ایران:

پس از اعلام عکاسی در سال   1839 میلادی با وقفه ای حدود ۵ سال یعنی در اواخر حکومت محمد شاه قاجار و اوایل حکومت ناصرالدین شاه، عکاسی وارد ایران شد.

در بدو پيدايش عکاسي، محدوديت‌هاى فنى عکسبردارى موجب مى‌شد تا عکسبردارى از ابنيه و عمارات رونق پيدا کند.

تمايل واقعى شاه(ناصرالدین شاه) به ترويج عکاسى در ايران باعث شد تا در آن دوران تعدادى از محصلان مستعد دارالفنون براى کسب مهارت‌هاى فنى و اطلاعات هنرى به اروپا اعزام شوند.

دوربين‌هاى عکاسى نیز تنها در دسترس درباريان خاص که آشنا به فن عکاسى بودند و بيشتر آنها لقب عکاس‌باشى داشتند قرار مى‌گرفت.

نخستین های عکاسی در ایران:

برخی پژوهشگران تاریخ عکاسی ایران، نخستین مرد عکاس ایرانی را شاهزاده ملک قاسم میرزا دانسته‌اند که به روش داگروتیپ بر روی صفحه نقره عکاسی می‌‌کرده است و عده ای ناصرالدین شاه قاجار را نیز به سبب علاقه بسیار او به این فن، از آغاز گران ایرانی عکاسی برشمرده اند.شاه عکاسی را از عکاسی فرانسوی به نام فرانسیس کارلهیان که به همراه فرخ خان امین الدوله برای اموزش و ترویج عکاسی به ایران آورده شده بود،آموخت.

نخستین دست اندرکاران عکاسی در ایران، اروپاییانی از فرانسه ، اتریش و ایتالیا بودند که در دارالفنون تدریس می‌‌کردند. عکاسی نیز پس از ۱۸۶۰ در برنامه‌های درسی دارالفنون گنجانده شد.

نخستین فرد خارجی که در ایران عکس را با روش صفحه ی نقره‌ای چاپ کرد نیکلای پاولوف دیپلمات جوان روسی بود که در سال ۱۸۴۲م-۱۲۵۸ق به ایران آمد و نخستین عکس ها را به روش داگرئو تیپ از محمد شاه و درباریان برداشت. پس از وی ژول ریشار فرانسوی است که در سال ۱۸۴۴م. باز به روش داگرئوتیپ عکسبرداری کرد وبعدهادر دارالفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت و دیگری کرشیش اتریشی معلم توپخانه دارالفنون بود.

آقا رضا عکاسباشی ، حسنعلی عکاس ، آقایوسف عکاس ، امیر جلیل الدوله قاجار ، میرزا احمد صنیع السلطنه ، ابوالقاسم ابن محمد تقی نوری ، میرزا ابراهیم خان عکاسباشی ، آنتوان خان سوریوگین و عبدالله قاجار از دیگر عکاسان پُرکار و نامدار دوران قاجار به شمار می‌‌آیند که نمونه آثار آنان در میان مجموعه‌های باقیمانده از دوران قاجار و نزد اشخاص، به فراوانی دیده می‌‌شود.

نخستین عکاسی در شب:

عکاسخانه ی “محمد جعفر خادم” اولین عکاسخانه در ایران بود که توانست با به کار گیری نور مصنوعی چراغ های الکتریکی در شب نیز عکس بگیرد. زیرا تا آن زمان بجز در روز و توسط نور آفتاب عکاسی مقدور نبود.

عکس برداری به این روش به دلیل به کارگیری نیروی الکتریسیته بسیار گران و تقریبا ۳ برابر قیمت عکس هایی بود که در روز گرفته می شدند.

نخستین عکاسان زن:

نخستین زن ایرانی که به صراحت بر عکاسی او اشاره رفته، عزت ملک خانم ملقب به اشرف السلطنه همسر [محمد حسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات دوران ناصری] است که عکاسی را از شاهزاده محمدمیرزا پسر عموی خود فرا گرفته است.

از دیگر عکاسان زن ایرانی می‌‌توان به زنان خانواده معیر الممالک اشاره کرد که به لحاظ آشنایی معیر و دارا بودن عکاسخانه‌ای مجهز در منزل شخصی امکان عکسبرداری توسط زنان وی فراهم بوده است.

دو تن از زنان دوران ناصری نیز به نام‌های فاطمه سلطان خانم همسر میرزا حسنعلی عکاس و عُذرا خانم همسر آقا یوسف عکاس که از عکاس باشی‌های شاه بوده‌اند به عکاسی می‌‌پرداخته اند. همسر و دختر آنتوان خان سوریوگین ، عکاس نامدار دوران ناصری تا رضا شاه را نیز باید در شمار نخستین زنان عکاس در ایران آورد.

نخستین عکاسخانه ها در ایران:

در همان ابتدا که عکاسی در ابران رواج یافته بود، اولین عکاسخانه ایران در کاخ گلستان به فرمان ناصرالدین شاه دایر شد. این عکاسخانه که عکاسخانه مبارکه همایونی نام داشت، فقط برای امور شخصی و دولتی دربار ایجاد شده بود و همه کس به آنجا راه نداشتند. پس از چندی ،در سال ۱۲۸۵ هـ.ق اولین عکاسخانه عمومی نیز به فرمان ناصرالدین شاه در تهران تاسیس شد.روزنامه “دولت علیه ایران” نیز در آن روزگار با چاپ اطلاعیه ای، از آن خبر داد.:

” اعلانات چون اغلب مردم زیاده از حد مایل و راغب هستند که عکس خود را بیاندازند و در عکاسخانهً مبارکهً دولتی همه کس نمی‌توانست برود و عکس خود را بیاندازد،عکاسباشی عباسعلی بیگ آدم خود را، که مدتها در زیر دست او بوده و تربیت شده و در عکاسی کمال مهارت را پیدا کرده بود،قرار گذاشت در خیابان جباخانهً مبارکه( باب همایون کنونی) حجره‌ای ترتیب واسباب عکاسی آماده نماید تا هر کس را میل انداختن عکس خود باشد، درآنجا رفته عکس بیاندازد و قیمت آن هم موقوف به بزرگ و کوچکی عکس است: عکس بزرگ یکی چهار هزار “دینار” است تا دوازده عدد. پس از آن، هر کس زیادتر طالب باشد، یکی سه هزار دینار است، عکس کوچک یکی دوهزار دینار است تا دوازده عدد. بعد از آن هر کس زیادتر بخواهد، یکی سی “شاهی” است.”

از اوايل سلطنت مظفرالدين‌شاه در ۱۳۱۴ قمرى عبداله ميرزا در بالاخانه‌هاى دارالفنون عکاسخانه داير کرد و فن عکاسى را متداول کرد. بسيارى از عکاس‌هاى بعدى از شاگردان وى بوده‌اند. اين عکاسخانه تا اوايل مشروطيت داير بود و عکاس ديگرى کارهاى عکاسى دربارى را انجام مى‌داد، بنام ميرزا ابراهيم‌خان عکاس‌باشى که از خدمتگزاران دربار مظفرالدين‌شاه بوده است.

پس از چندی يکى از تکنيسين‌هاى عکاسخانه عبداله ميرزا بنام ايوانوف که براى خود اسم ايرانى ”روسى‌خان“ را انتخاب کرده بود، پس از سفر به روسيه، با يکى از شرکت‌هاى لوازم عکاسى براى تهيه شيشه، کاغذ و مقواى عکاسى قراردادى منعقد نمود و در خيابان علاءالدوله عکاسخانه‌آى داير نمود. عکس‌هاى او همه مارک روسى‌خان دارند. در انقلاب مشروطه و چند سال بعد، اين عکاس‌خانه مرکز آزاديخواهان و اغلب عکس‌هاى آن مربوط به بزرگان مشروطه و مهاجرت و غيره بوده است. اين عکاسخانه تا سال ۱۲۹۹ هجرى شمسى داير بوده است. روسى‌خان با محمدعليشاه به اروپا رفت و کارهاى عکاسخانه توسط مهدى مصورالملک ادامه يافت و سپس تعطيل شد.

از شاگردان عبداله ميرزا دو نفر ديگر بنام ”ماشااله خان“ و ”خادم“ در اوايل سال ۱۳۰۰ شمسي، عکاسخانه ‌هاى ديگرى برپا کردند که هر دو در خيابان ناصريه بود، که عکس‌هاى ارزان‌ترى مى‌انداختند.

نخستین مجموعه های عکس در ایران:

در همان دورانى که ايرانيان سرگرم آموختن عکاسى بودند، خارجيان مقيم ايران و سياحان، مشغول عکاسى از فضاى شگفت‌انگيز پيرامونشان بودند.

اولين مجموعه عکس از آثار تاريخى ايران توسط لوئيجى پِشِه (Luigi Pesce) سرهنگى از اهالى ناپل در مهاجرت به ايران تهيه شد. سه پرتره از ناصرالدين‌شاه در جوانى و يک عکس گروهى در اين مجموعه وجود دارد. بيشتر تصاوير اين آلبوم نشاندهندهٔ معمارى آن روزگار است؛ از جمله کاخ‌هاى تشريفاتي، مساجد و تکايا، دروازه‌هاى شهري، عمارات دولتى و مسکوني، بقعه‌ها، مقابر و پل‌ها و اماکن تاريخى را مى‌توان نام برد و نيز تصاويرى از نمايش‌هاى دربارى و مناسبت‌هاى مهم دولتى که نشانگر جلال و شکوه دربار قاجار است. اين آلبوم همچنين شامل دو تصوير از دو تابلوى نقاشى است: يکى پرتره‌اى از فتحعلى‌شاه و ديگرى يک سان نظامى است.

در ميان عکس‌هاى موجود در آلبوم ايتاليايى با امضاى پِشِه دو منظره از دروازه‌هاى شهر، کاخ گلستان و نيز آثارى از ويرانه‌هاى تخت‌جمشيد و نقش رستم و طاق بستان با حال و هوايى شاعرانه وجود دارد. قديمى‌ترين عکس‌هاى اين آلبوم بين سال‌هاى ۱۸۵۲تا ۱۸۵۵ گرفته شده‌اند.

مجموعه عکس ديگرى که گوياى وضعيت زندگى در دوران قاجار است، متعلق به لوئيجى مونتابونه، عکاس مشهور تورنيو است. اين مجموعه شصت و دو قطعه عکس است که در سه آلبوم و در بخش‌هاى متفاوت گردآورى شده است.

برجسته‌ترين و پرکارترين عکاس حرفه‌اى ايران در پايان قرن نوزدهم، ”آنتوان سوريوگين“ بود که سراسر ايران را زير پا نهاد و از مردم، مناظر، معمارى و اشياء عکس‌هاى زيادى گرفت. عکس‌هاى وى در سفرنامه‌ها و داستان‌ها فراوان مورد استفاده قرار مى‌گرفت بى‌آنکه نامى از وى برده شود. سوريوگين محيط خود را با ديد همه جانبه‌اى تصوير مى‌کرد. کارگاه وى درخيابان دولت در تهران قرار داشت و عکس‌هايش در نمايشگاه بروکسل در ۱۸۹۷ به کسب مدال طلا نايل شد. سوريوگين به کيفيت نور و تغييرات آن توجه خاص داشت و پيداست که اغلب عکس‌هايش را در اواسط روز مى‌گرفته است. وى اغلب فرد يا گروهى را در زمينهٔ عکس‌هايش قرار مى‌داد تا ضمن نشان دادن تاريخى بودن موضوع، مقياس را نيز ببينند، القاء نمايد.

نخستین موضوعات عکس در ایران:

از عکس‌هاى موجود از اين دوران مى‌توان به راه و رسم زندگى سنتى آن زمان پى برد و تصاويرى که از ابنيه و عمارات آن دوران به‌جا مانده براى مطالعات تاريخى قرن نوزدهم ايران ارزشى مستند دارد و در ضمن اطلاعاتى از نظام حکومتى دولت قاچار و سلسله مراتب آن براى ما به تصوير مى‌کشد.

عکاسان ايران در آن روزگار از سه گروع عمده تشکيل مى‌شدند: يک گروه عکاسانى بودند که کار تحقيق دربارهٔ تفاوت‌هاى فرهنگى و طبيعى اقوام مختلف را برعهده داشتند و به مؤسسات کاو‌ش‌هاى علمى و جغرافيايى اروپا تعلق داشتند. گروه دوم عکاسان بومى بودند که کشفيات جديد فنى را براى سرگرمى و بدون هدف مشخصى تجربه مى‌کردند و سومين گروه عکاسان حرفه‌اى بودند که از راه فروش عکس کسب درآمد مى‌کردند.

با آغاز مشروطيت مردم تمايل داشتند چهرهٔ رهبران خود را مشاهده نمايند و رواج اين‌گونه عکس‌ها مصداق اين تمايل است. به‌تدريج ثبت چهره‌هاى معروف گسترش يافت. و با ايجاد تحولات مختلف، عکس از انحصار دربار خارج شد و موضوعات اجتماعى و واقعى موضوع عکاسى قرار گرفت.

با آغاز مشروطيت زمينه براى عکاسى مطبوعاتى فراهم شد. از ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات فعاليت وسيع‌ترى يافتند و کاربرد عکس بيشتر شد و تحولات اساسى در عکس‌ها ظاهر شد. عکس‌هاى اين دوران بسيار برجسته و متفاوت است. با کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات مجدداً دچار رکود و رخوت شد و عکاسى در حاشيه قرار گرفت. عکس‌هاى دههٔ ۳۰ و ۴۰ بيشتر جنبهٔ تبليغاتى و رسمى داشتند. در اواخر دههٔ ۴۰ به‌دليل ظهور و گسترش گرايشات هنرى و پيچيده شدن مبارزات سياسي، به‌تدريج فضاى جديدى بوجود آمد که عکاسى را نيز متأثر ساخت.

بعد از اين دوران با پيشرفت تجهيزات عکاسى و گسترش فعاليت مطبوعات، عکس به عنصرى مهم و تأثيرگذار بدل گشت.

انقلاب اسلامي و عكاسي ايران

بي‌ترديد عكاسي ايران همبستگي ديرينه‌اي با مقوله‌ي مستند اجتماعي دارد. به ديگر سخن، اگر بخواهيم چشم‌انداز بسنده‌اي از رسانه‌ي عكاسي در كشور ايران ترسيم كنيم مجموعه آثار موفق مستند اجتماعي بر هرگونه عكاسي هنري (Fine Art) برتري دارند. رشد و گسترش عكاسي مستند نيز آشكارا بر دو امر متكي است.

الف) وقوع مجموعه حوادث رخ داده در بستر جامعه.

ب) حمايت رسانه‌اي (از جمله مطبوعات، تلويزيون و…) از عكاسي.

از اين بابت مي‌توان نقاط اوج تاريخ عكاسي مستند ايران را بدين ترتيب در نظر گرفت:

۱- عكاسي از وقايع انقلاب مشروطه (از اين دوره‌ي تاريخي پُرالتهابكشورمان عكس‌هاي كارآمدي بجا ماندهاست كه امروزه منبع پژوهشي پُربهايي محسوب مي‌شود. عكاسي مشروطه با نام عكاسان بزرگي همراه است و عكس‌هاي اين دوره به بهترين شكل وظيفه‌ي اطلاع‌رساني خود را انجام داده بودند. به ياد داشته باشيم تا مدت‌ها آگاهي مردم كشور از وقايع تبريز به واسطه‌ي عكس‌هاي استپان استپانيان امكان‌پذير بود).

۲- مقطع زماني ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ يعني دوران وزارت دكتر مصدق (در اين پاره‌ي تاريخي همزمان با رشد و شكوفايي مطبوعات عكاسي نيز صاحب پشتيبان معتبري شد. كاركرد اطلاع‌رساني عكاسي به ويژه در جريان كودتاي سال ۱۳۳۲ را مي‌توان يكي از نقاط پُرفروغ‌ اين رسانه به حساب آورد).

۳- عكاسي انقلاب در فاصله‌ي سال‌هاي ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹ (به عكاسي اين دوره‌ي تاريخي خواهيم پرداخت).

۴- عكاسي جنگ در فاصله سال‌هاي ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ (عكاسي ايران در اين مقطع زماني نيز يكي از دوران پرثمر خود را پشت سر گذاشت. پيش‌تر به همين قلم و در همين صفحه به تحليل جزييات عكاسي جنگ پرداخته شده است).

۵- عكاسي مطبوعاتي ايران در فاصله‌ سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ يعني دوره‌ي اول رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي (در اين دوره نيز با روي كارآمدن دولت اصلاحات و شكوفايي مطبوعات، عكاسي مستند ايران يكي از واپسين تلاش‌هاي پوياي خود را تا به امروز تجربه كرد).

با اين مقدمه سعي مي‌كنيم عكاسي دوران انقلاب را مورد تحليل قرار دهيم. در واقع، گستره‌ي عكاسي انقلاب را مي‌توان از حدود سال ۱۳۵۶ و با اوج‌گيري مبارزات خياباني عليه رژيم وقت تا حدود سال ۱۳۵۹ يعني دو سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي و ادامه‌ي فضاي ملتهب سياسي داخل كشور تا آغاز جنگ تحميلي در نظر گرفت. تقسيم‌بندي موضوعي عكس‌هاي اين دوره از اين قرار است:

۱- عكاسي خياباني از مبارزات مردمي. اين‌گونه عكس‌ها بيش تر دربرگيرنده‌ي صحنه‌هاي درگيري ميان مردم و گارد نظامي شاهنشاهي، صحنه‌ي تجمعات و اعتراضات خياباني، تعقيب و گريزها و به‌طور كلي حوادث نامنتظر و لحظه‌اي است. روند اين عكس‌ها را تا سال ۱۳۵۹ و در جريان حوادث گشوده شدن زندان‌هاي سياسي، تسخير سفارت آمريكا و … نيز مي‌توان ادامه داد.

۲- عكس‌هايي كه موضوعيت محوري آن‌ها را شخصيت امام خميني(ره) تشكيل مي‌دهد. اين‌گونه عكس‌ها نيز تنوع بسياري دارند و بستر پژوهشي مستقلي را مي‌طلبند. در مجموع مي‌توان عكاسي از روند مبارزات سياسي حضرت امام را به ويژه از مقطع زندگي ايشان در پاريس تا ورود به ايران، از ۱۲ تا ۲۲ بهمن يعني دهه‌ي انقلاب و تا سال‌هاي بعد دنبال كرد. مجموعه‌ي آرشيو به جا مانده از زندگي ايشان بي‌ترديد يكي از نمونه‌هاي ممتاز عكاسي از يك شخصيت معنوي- سياسي دنياي معاصر است.

۳- عكاسي از شخصيت‌هاي سياسي وقت در ماه‌هاي واپسين سال ۱۳۵۷، به ويژه شخصيت شاه و فرح كه عكس‌هاي تاريخي از لحظه‌ي خروج ايشان از كشور جزو نمونه‌هاي مثال زدني است.

حال پس از ترتيب‌گذاري موضوعي بايد به تقسيم‌بندي عكاسان اين دوره نيز پرداخت. در واقع عكاسان انقلاب را هم مي‌توان به ۳ گروه تقسيم كرد:

۱- عكاسان ناشناسي كه به ويژه سهم وسيعي از عكس‌هاي خياباني متعلق به آن‌هاست. فرايند عكاسي اين عكاسان بيش‌تر ناشي از انگيزه‌هاي شخصي و خودجوش بوده است، بنابراين نمي‌توان به لحاظ زيباشناختي كيفيت تثبيت شده‌اي براي آن در نظر گرفت.

۲- عكاسان جدي‌تري كه از همان دوران فعاليت عكاسي خود را آغاز كردند. اين گروه عكاسان نيز برخي به شكل آزاد و بعضي ديگر با وابستگي‌هاي مطبوعاتي و سازماني انجام وظيفه مي‌كردند. از ميان شخصيت‌هاي مهم اين جمع مي‌توان به نام‌هاي علي كاوه، عباس عطار، كاوه گلستان، بهمن جلالي، برادران دقتي، محمد كلاري، حسين پرتوي، غلام حسين ملك عراقي و… اشاره كرد. آثار اين گروه عكاسان هم به لحاظ كيفيات بصري و هم از نظر نكته سنجي‌هاي موضوعي داراي شرايط بسيار ارزشمندي است و از جمله نمونه‌هاي ماندگار تاريخ عكاسي ايران به حساب مي‌آيد.

۳- عكاسان خارجي كه براي ثبت وقايع انقلاب به ايران آمده بودند. جالب اين‌كه از ميان يكصد‌و‌پنجاه سرنشيني كه امام را در پرواز انقلاب از پاريس به تهران همراهي مي‌كردند بيش از يكصد نفر خبرنگار و عكاس بودند. از ميان عكاسان بسيار مشهور خارجي روزهاي انقلاب مي‌توان به مارك ريبووژيل پرس اشاره كرد. كيفيت زيباشناختي آثار اين عكاسان نيز با توجه به رويكرد ويژه‌ي آن‌ها در مقام ناظران خارجي حوادث انقلاب بسيار چشم‌گير است.

متأسفانه مانع بزرگي كه باعث گسترش نيافتن تحليل زيباشناختي آثار عكاسي دوره‌ي انقلاب مي‌شود، نبود يك آرشيو فراگير و جامع از عكس‌هاي اين دوره است. بنابر دلايل معلوم و نامعلوم جمع‌آوري آرشيو يكايك عكاسان پرُشماري كه در آن سال‌ها مشغول به كار بودند بسيار بعيد مي‌نمايد و از طرفي پس از دو دهه هنوز نهاد ويژه‌اي نيز جهت حفظ و نشر آثار عكاسي انقلاب به وجود نيامده است. بنابراين هم‌چنان بايستي به نمونه‌هاي موجود بسنده كنيم و هر سال در دهه‌ي انقلاب شاهد چاپ آثاري از ميان آرشيو مطبوعات با سابقه‌مان باشيم كه بسيار جديد و پرتأثير مي‌نمايد.

عكاسي انقلاب زاينده و پرورنده‌ي شماري از بزرگ‌ترين عكاسان تاريخ ايران بوده است كه به نام برخي از آن‌ها اشاره شد.

عكاسي انقلاب جوايز بزرگي را نيز براي فرهنگ ما به ارمغان آورد كه مدال رابرت كاپا براي عكس مشور گلستان از تسخير سفارت آمريكا توسط دانشجويان خط امام(ره) از آن جمله است.

با ارج‌گذاري آثار اين دوره‌ي تاريخي به اميد زماني باشيم كه نهادي با حمايت تخصصي خود خاطرات يك نسل و آرمان‌هاي آن را براي آيندگان مستند سازد

«اولین ها در تاریخ عکاسی»

از سال ۱۸۴۸ به بعد گشایش عکاسخانه ها در تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران مانند  اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز و رشت رو به فزونی بوده است؛ چنانکه اعتماد السلطنه در کتاب  « المأثروالأثار»  که تاریخ ۴۰ سال فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران ناصری را در بر دارد، تعداد عکاسخانه ها و اساتید عکاسی را در تهران و سایر بلاد ایران بسیار زیاد و خارج از حدّ شمارش، نوشته است.

«نخستین انجمن عکاسی»

از جمله مهمترین و چشم گیر ترین فعالیتها در زمینه ی عکاسی در ایران، تأسیس انجمن عکاسی آبادان در سال  1337 شمسی است. این اقدام، اولین گام برای ایجاد کانون فعالیت سازمان یافته ی عکاسی در ایران بود.

«نخستین مقاله در مورد هنر عکاسی»

این مقاله به زبان فارسی در سال ۱۳۱۹هجری قمری یعنی حدود ۶۰  سال بعد از پیدایش هنر عکاسی در ایران، برای اولین بار تحت عنوان  «آقا احمد ما عکاسی می کند» در کتابی به نام «سفینه ی طالبی» که به کتاب احمد معروف است، توسط «عبدالرحیم بن ابوطالب نجار تبریزی» چاپ و منتشر شد. در قسمتی از این مقاله امده است:  « احمد آنها را استمالت می کند که روی کرسی بنشاند و عکس بردارد. هیچ کدام راضی نمی شدند  …  بالاخره، ماهرخ راضی شده به کرسی نشست. احمد گفت حرکت نکن … و بعد رفت سر پوش ماهوت دوربین عکاسی را برداشت و نگاه کرد  که ماهرخ چه طور نشسته است. بعد یک دفعه پایش را به زمین زد  و دستش را تکان داد و همان طور سر پوشیده صدا زد: خانم آرام باش و مرا معطل نکن!

ماهرخ گفت: من حرکت نمی کنم. احمد گفت دروغ می گویی. ماهرخ عصبانی شد که برادرش چرا نسبت دروغگویی به او داده است؟؟؟

احمد گفت: می خواستم  عکس او را بردارم نشاندم به کرسی و رفتم نگاه بکنم دیدم معلق نشسته و عمل مرا ضایع کرده است!!!!

این مقاله به تحقیق ، اولین مقاله ای است که به زبان فارسی نوشته شده و دارای جنبه ی آموزشی است و ۱۴ سال بعد از انتشار آن اولین کتاب علمی و آموزشی توسط «مسیو پاپاریان» انتشار یافت.

نخستین عکاس ایرانی :

نخستین مرد عکاس ایرانی رابرخی پژوهشگران تاریخ عکاسی ایران شاهزاده ملک قاسم میرزا دانسته اند که به روش “داگروتیپ”روی صفحه ی نقره عکاسی  می کرد.

اولین عکاسخانه  در ایران :

نخستین عکاسخانه در تهران عکاسخانه ی مبارکه ی همایونی در کاخ گلستان بود که به فرمان ناصرالدین شاه برای امور شخصی و دولتی در دربار ایجاد شده بود که همگان به آنجا راه نداشتند. اما پس از چندی نخستین عکاسخانه برای استفاده ی عموم به فرمان ناصرالدین شاه در تهران تاسیس شد.

نخستین عکاس آثار تاریخی ایران:

“لوئیجی پشه” سرهنگی از اهالی “ناپل” ایتالیا و معلم پیاده نظام ارتش ایران که خود عکاسی پر شور و شوق بود نخستین عکسها را به روش “کلودیونتر” از اثار باستانی تخت جمشید و برخی منا ظر شیراز گرفته است. او با هزینه ی خود آنها را به صورت آلبومی به ناصرالدین شاه اهدا کرده است.

«نخستین مرد عکاس ایرانی»

نخستین مرد عکاس ایرانی را ناصرالدین شاه دانسته اند که به قصد عکس گرفتن از زنان حرمسرا، عکاسی را از شخصی فرانسوی به نام « موسیو کارلیان» که به همراه امین الملک برای گرفتن عکس شاه به ایران آمده بود، آموخت. کتابهای معتبر تاریخی، پدر عکاسی ایران را «عبدالله قاجار» می دانند. این مرد اولین عکاس مخصوص ناصرالدین شاه بود.

«نخستین عکاسان زن ایرانی»

نخستین عکاسان زن ایرانی را باید در میان زنا ن حرمسرای ناصرالدین شاه قاجار که خود شیفته ی این فن بود جست و جو کرد. اما نخستین زن ایرانی « عزت ملک خانم» ملقب به « اشرف السلطنه »همسر محمد حسن خان اعتماد السلطنه وزیر انطباعات دوران ناصری است که عکاسی را از «شاهزاده محمد میرزا» پسر عموی خود فرا گرفته است. از دیگر عکاسان زن ایرانی می توان به زنان خانواده ی «معیرالممالک» اشاره کرد که به لحاظ آشنایی معیر  و دارا بودن عکاسخانه ای مجهز در منزل شخصی امکان عکاسی توسط زنان وی فراهم بوده است. ۲ تن از زنان دوران ناصری نیز به نامهای «فاطمه سلطان خانم» همسر میرزا حسنعلی عکاس و «عذرا خانم» همسر آقا یوسف عکاس که از عکاس باشی های شاه بودند، به عکاسی می پرداختند.

سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.
این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.
این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند.
این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحیحی برخوردار بود.
در حدود سال ۱۵۰۵ میلادی نیز ژرم کاردان (Jerome Cardan) ریاضی دان ایتالیایی یک عدسی محدب بر روزنه اتاقک تاریک نصب کرد، این کار باعث شد تا تصویر وضوح بیشتری پیدا کند.

اما سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسیله شیمیدان آلمانی ، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقی کشف شد. ماجرا از این قرار بود که روزی وقتی شولتز وارد آزمایشگاه شد، متوجه شد برگ درختی بر روی کاغذی که به نیترات نقره و آهک آغشته بود افتاده، بعد از اینکه برگ را از روی کاغذ برداشت متوجه شد که قسمتی که برگ روی آن بوده مثل سایر بخش های کاغذ سیاه نشده است.

این پدیده باعث آغاز فعالیتهای جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور شد.

و اینکه در سال ۱۸۱۹سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel) انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد. ماده ای که هرشل به عنوان ماده ثابت کننده تصویر معرفی کرد هیپوسولفیت دوسود نام داشت. کار مهم دیگری که هرشل انجام داد به کاربردن الفاظ منفی (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاویر بود.

تا اینکه سرانجام بین سالهای ۱۸۲۲ و ۱۸۲۶ یک مخترع فرانسوی به نام نیسفور نی یپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولین عکس دنیا را ثبت کند.

وی این عکس را در املاک شخصی خود واقغ در دهکده ای به نام سن لودووارن در چند کیلومتری شالن سورسن تهیه کرد.
نی یپس در واقع برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد. عکسی که وی تهیه کرد حدود ۸ ساعت بوسیله خورشید نور دیده بود. وی این روش را هلیوگرافی (Heliography) یا ترسیم بوسیله خورشید نامید.
نی یپس در سال ۱۸۲۹ با یک فرانسوی دیگر به نام لویی ژاک مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. اگر نقاش مرفه و صاحب گالری در پاریس بود و ضمنا تجربه های با ارزشی نیز در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت.

پس از مرگ نی ئپس ، داگر کار وی را ادامه داد و او پس از چند سال روشی را ابداع کرد که آن را (داگرئوتیپ)نامید.

داگر و نی پپس:

سالها بعد کلمه فتوگرافی که بوسیله سرجان هرشل و از ترکیب دو کلمه یونانی فتوس (Photo) به معنی نور و گرافوس (graphein) به معنای رسم کردن ابداع شده بود جای آن را گرفت.
در آن زمان عکاسی برای مردم سحر و جادو تلقی می شد تا جایی که تصاویر به دست آمده را آینه حافظه دار نامیده بودند.
در سال ۱۸۳۸ شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام هنری فوکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر ، بزرگسازی تصویر و به دست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی را در ظهور عکس تکمیل کرد.

قبل از این عکاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شی مورد نظر بسازند. ( فرض کنید اگر قرار بود از یک فیل عکس بگیرند چه دوربینی با چه اندازه ای می خواستند!!)

در آن زمان برای گرفتن عکس مدت و هزینه زیادی صرف میشد .لابراتوارها سیار بودند و حمل و نقل شیشه ها (که عکس ها روی آنها ظهور میشد) بسیار سخت بود.

از طرفی سوزه باید در طول زمان گرفته شدن عکس بدون حرکت میماند! که برای سوژه های جاندار مثل انسان از آپولو (وسیله ای برای شکنجه انسان) استفاده میکردند. با اختراع امولسیون تر یا کلودیون این زمان به ۲-۳ ثانیه تقلیل یافت. بعدها با اختراع امولسیون ژلاتین دار یا امولسیون خشک توسط ریچارد مادوکس (Richard Maddox) این زمان به ۱/۲۵ ثانیه کاهش پیدا کرد.

و اما اشخاص زیادی برای ارتقاء عکاسی تلاش کردند که یکی از معروفترین این افراد جرج ایستمن (GeorgeEastman) بود که تلاش کرد تا عکاسی را در اختیار همگان قرار دهد وی هم چنین بنیانگذار موسسه کداک است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن