تالار طراحی و گرافیک

فرشچیان و تجربه گرایی

نقاش،پژوهشگر و مدرس دانشگاه

دکتر علی ایدی

فرشچيان و تجربه گرايي  

بسياري از حكما و انديشمندان دو مسير را براي تعالي فكري ترسيم كرده اند)):خردگرايي »و

«تجربه گرايي »در رويكرد تجربه گرايي انسان چيزي جز آنچه واقعاً تجربه مي كند نيست .در اين طرز نگاه انسان فقط شاهد توالي برخي از رويدادهاست فرشچيان طي سالهاي متمادي كار ا

بطور وصف ناپذيري در پي كنار زدن چارچوب هايي بوده كه احتمالً دست و فكر او را محدود مي كرده، فلذا با تكيه بر مهارت خود در ترسيم توانسته تا حاصل كارش را بگونه اي نو به بيننده بنماياند و اين امر مستلزم پا گذاشتن به وادي تجربه هاي جديد است .مجموعه آثار او كه در طي ساليان بوجود آمده اند نشاني از اين فعل« تجربه گرايي » دارد .كه او را از نگارگران هم دوره اش متمايز مي سازد .گرچه با فاصله چند ساله برخي از همان نگارگران نيز دست به« تجربه

گرايي »اما از جنس ديگر زده اند، ليكن بدون شك تقريباً اكثر اين نگارگران از لحاظ ريسك پذيري در قالب« تجربه هاي متفاوت»، تحت تأثير او بوده اند .آثار فرشچيان مخاطب را وادار مي كنند تا شاهد توالي برخي از تجربه هايي باشد كه ذهن نگارگر را به خود مشغول مي كند .

«و اين از جمله توانمندي هاي فرشچيان است .»

نكته قابل توجه اين است كه آثار فرشچيان به مدد اين توانمندي باعث بوجود آمدن رابطه اي

صرفاً يك جانبه ميان« اثر »و« بيننده اثر »شده اند .رابطه اي يك جانبه، كه اثر هنري استاد با مخاطبش برقرار مي كند فارغ از هر گونه توضيحي در عالم« معنا و اعتقاد»، به خاطر قدرت قلم او و توانايي بكارگيري رموز و فنون ترسيم است گرچه به نظر مي رسد در مورد برخي از نگاره هاي او چون« عصر عاشورا »در نهايت مخاطب تحت تأثير گفتمان و فضاي اين اثر در آني از خود بيخود شده خود را در وادي حزن آلود نگاره چون حاضران در آن اثر تنها و بي پناه مي يابد

ونیزبدیهی است که فضا و فرم هاي واقعي موجود در اثر مسلماً در اين مورد بي تأثير نمي باشند .

آثار فرشچيان گويي هركدام تجربه اي جداگاه اند ، ميل به ايجاد آرامش، تفكر و رجوع به خويشتن خود را حتي در پس چهره نقاش مي توان ديد .فرشچيان در زندگي واقعي خود نيز انساني آرام و باوقار است .عليرغم اين موارد او هنرمندي فعال و تجربه گر بوده و نو گرايي را در پس تجربه گرايي در آثارش آزموده، توجه به طراحي كلاسيك بطور اخص و اهميت به هنر دوران

كلاسيك     به      شكل      اعم      باعث     شده      تا      او     به      نقش       طراحي

 واقع گرايانه بيشتر اهميت بدهد .بوجود آوردن فيگورهايي با فرم هاي نسبتاً واقعي تا قبل از او به طور موردي فقط در آثار عده معدودي كه عددشان از شمار انگشتان يك دست فرا نمي رود ديده مي شود .او زماني دست به اين تجربه موفق زد« يا حداقل به زعم نگارنده موفق »كه كمتر نگارگري توانايي رفتن به اين سو را داشت .

فرشچيان به خاطر آشنايي با طراحي كلاسيك و اهميت آن و از طرف ديگر عدم داشتن واهمه به سبب مورد انتقاد قرار گرفتن،وبابکارگیری آن توانست تصاويري بي مانند و تأثيرگذاری بيافريند .در دوره ما كه زمانه تكثير تصاوير به شيوه هاي ماشيني، رايانه اي و ايجاد ارتباط بيشتر برپايه بيان تصويري است وظيفه نقاشي و ديگر هنرهاي زيبا كه همگي از يك جنس و مايه هستند و از كهن ترين تكنيك هاي تصويري بشر، آنست كه فراتر از مناسبات رسانه اي عمل كنند و مكثي عميق در مقابل نگاه هاي تشنه اي فراهم سازند كه با انبوه تصاوير ديجيتالي ارضاء نمي شوند .ليكن عليرغم مشكلات مذكور و محدوديت هاي موجود بنظر ميرسد آثار فرشچيان توانسته اند به اين مهم نايل آيند .و اين بي شك موفقيتي بشمار مي آيد كه مديون ديد معنوي متعالي فرشچيان است كه هدف از آن همانا ايجاد فضايي معنوي براساس ياري جستن از مفاهيم، قصص و حكايات قرآني -اسلامي است و رويكردي اين گونه به چنين مضاميني به

منظور ايجاد آثار و نگاره هاي اسلامي – ايراني يقيناً تا پيش از آفرينش آثار وي با چنين شيوه ای

سابقه نداشته   قطعاً راهي را كه فرشچيان رفته در او به انتها نمي رسد بلكه هستند هنرمندان جواني كه شور و اشتياق ادامه اين راه را در سر و دل دارند و رهرو اين راهند .

شيوه اي كه اساس آن برپايه تجربه و تجربه گرايي هنرمندي خردمند بنا نهاده شده و در امتداد اين راه ميتوان به تجارب ارزنده ديگري نيز دست يازيد .اسلوب فرشچيان در نگارگري آفرينش بر پايه اعتقاد به تفكر شيعي و نمادهاي آن و روند اين شيوه در امتداد سنت نگارگري ايران با نيم نگاهي به هنر فاخر كلاسيك مشخصاً «دوره نوزايي »بوجود آمده اين شيوه همانطور كه در گذشته ذكر گرديد نمي تواند در فرشچيان تمام شود .روشی كه فرشچيان بوجود آورده آنقدر جا و مجال دارد تا ديگران نيز در آن به كنكاش و آفرينش براساس تجربه عناصر جديد بپردازند .در اين نكات است كه تفاوت هاي كاملاً مشخص ميان روحيه هنرمندي «متفنن »و يك روحيه «پژوهشگرانه معتقد »خوانا و روشن مي شود .گرچه بنظر نمي رسد شخصي چون فرشچيان در طول عمر هنري خود دچار تفنن و روزمره گي چون برخي از همدورهاي هايش شده باشد« .خصوصاً در دوره آفرينش آثر متأخر خود »خط ها و رنگ ها در آثارش رويايي كوتاه و گذرنده نيستند بلكه ديرزماني مخاطب را با خود به سير و سلوكي روحاني عرفاني رهنمون مي شوند و هيچگاه به سرعت از هوش و حواس بيننده دور نمي شوند، ساعتها و به جرأت مي توان گفت روزها نه مهمان بلكه مقيم ذهن بيننده باقي مي مانند و رحل اقامت مي افكنند و مانا مي شوند و راز مانايي آثار بزرگ در مقابل آثار كم ارزش در اين است كه مخاطب هميشه دوست دارد بعد از اولين نگاه يك بار ديگر رودر روي آنها قرار گيرد و هرباري كه اين اتفاق مي افتد اين دوست داشتن در بيننده مكرر مي شود و آثار فرشچيان مسلماً در دسته آثار بزرگ مانا قرار مي گيرند و گواه اين مدعا اهميتي است كه خواص و عوام هردو براي هنرش قايلند .كار مداوم به دنبال خود تجربه «نو »مي آورد و هر تجربه روزنه اي است به سوي فضايي تازه  .

فرشچيان در روند كار و تمرين مداوم در اوج دوره فعاليتش دست به تجربه هاي متفاوت وجديدی زده و در اين پروسه او به هنرمندي تجربه گرا مبدل شده و حاصل اين تجربه گرايي چيزي نبوده جز تعالي نگارگري ايران  .فرشچيان در روند تجربه ايجاد فضاهاي «روحاني معنوي  »در نگارههايش، به هنرمندي تجربي مبدل شده و اين تبديل از او نگارگري امروزين ساخته كه درواقع نسل جوان نگارگري اين سرزمين او را الگويي بي بديل براي خود يافته است .و كلام آخر آنكه استاد محمود فرشچيان «قبايي نو بر تن قامت نگارگري ايران دوخت و ردايي زيبا بر دوش نگارگري سنتي ايران افكند .»

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن