تالار پژوهش اقوامدسته‌بندی نشده

نقش موسیقی در فرهنگ شهروندی

از ابتدای سال ۱۳۷۸ به تشویق معلم خوبم جناب آقای روح الله مرادی که خود از نوازنده خوش پنجه تار می باشند علاقمندی ام به موسیقی با ساز سه تار کلید خورد. بعد از آن شیفته تار شدم و به صورت حرفه ای این ساز زیبا را جزء لاینفک زندگی خود قرار دادم. و با تشویق و حمایت پدر عزیز و مادر مهربانم و همچنین راهنمایی های دوستان هنرمندی چون کیومرث مرادی و کریم منصوری در سال ۱۳۹۳ وارد دانشگاه شدم و از محضر استاد علی کاظمی و استاد سلمان سالک دوره ردیف نوازی را فراگرفتم.  

در پی عضویت در گروه های مختلف و اجراهایی که در اقصی نقاط کشور داشتم با پژوهشگران و فعالان حوزه موسیقی آشنا شدم و بدم نیامد در این زمینه نیز مطالعاتی داشته باشم.

در آلبومهای بسیاری از جمله: “عروس آسمانها”، “تلمیت”، “آساو” تک تراکتی از استاد فرشاد رستمی با صدای آقای پیوند جاف اجرا داشته ام و در جشنواره‌های ملی و بین المللی مختلفی چون موسیقی فجر و زاگرس نشینان و … همراه اساتیدی چون محمد باجلاوند، احسان عبدی پور، سیف الدین آشتیانی، بردیا مهرآراو داود رضایی اجرای برنامه داشته ام.

عاشق صدای استاد محمدرضا شجریان و شیوه های تارنوازی استاد جلیل شهناز و استاد فرهنگ شریف و استاد لطفی هستم

زندگــی شــهروندی در عصــر حاضر (عصرتکنولــوژی) همواره تحــت تاثیر ســرعت تکنولوژی در معرض آسیب های مختلف اجتماعی (تشویش ها، شلختگی ها، خســتگی ها و بیماری های جسمی و روحی) است و انسان امروزی برای عبور از این گذر شلوغ و پرسرعت و صدا چاره ای جز بهره گیری از مولفه های آرامبخش سالم فرهنگی ندارد، و یکی از این مولفه هــای تاثیر گذار هنر می باشد که نگارنده این ســطور، به تربیت فرهنگ شهروندی در اندیشه ی افلاطون و نقش هنرموسیقی در تعالی این فرهنگ می پردازد، اندیشــه ای که در دیگر تمدن های بشر سر لوحه ی زندگی و ارتقا فرهنگ شهروندی قرار گرفته است.

در یونان باستان، فرهنگ شهروندی یا تربیت شهروند، یکی از فروعات بوده است که خود بستری مناسب را برای افراد جامعه مهیا میکرده تا بتوانند بعنوان یک شهروند نمونه در جامعه به ایفای نقش های مثبت بپردازند.
در اندیشه افلاطون انسان باید برای کسب فضیلت از ابزار هنر سود ببرد و مطمئن ترین راه سعادت در این وادی تربیت و تعالی فرهنگ است،افلاطون یکی از نخستین فیلسوفانی بوده است که به طور منسجم به بررسی نقش
هنر موسیقی در تربیت فرهنگ پرداخته است.

یکی از مهمترین ابزارهای تربیت ،ایجاد هارمونی (نظم و هماهنگی) در نفس شهروندان است،از این روی افلاطون ضمن تعریف فلسفی-تربیتی خویش از موسیقی به اهمیت و جنبه ی اثرگذاری آن بر نفس وجان و فضیلتمند کردن آن اشاره می کند. به اعتقاد افلاطون انسانها برای آرام زیستن درست زندگی کردن به ریتم و موسیقی محتاج هستند، تربیت کودکان از طریق موسیقی به آنها می آموزد که چگونه از شخصیتی بافضیلت، هماهنگ و تربیت یافتهب رخوردار شوند. از دیدگاه افلاطون ،موسیقی می تواند نفسفرد را به سمت خوبی (فضیلت) و یا خلاف آن (زذیلت) رهنمون سازد.

به باور او می بایست نفس جوانان را با استفاده از نغمه ها وآواهای سحرآمیز موسیقی، که ازعناصر موسیقایی درست و شایسته تشکیل شده اند به سوی فضیلت و تناسب درونی راهنمایی کرد.

بدین ترتیب در شهری که افلاطون خواهان تاسیس آن است هرنوع موسیقی اجازه ورود ندارد، چرا که برای شهروندان بسیار زیان آور است، افلاطون معتقد است موسیقی نوعی هنر بازآفرینی یا تقلیدی است، لذا باید درپی آن نوع از موسیقی تلاش کرد که از هرجهت برامده از نوعی بازآفرینی هنرمندانه از سر مشق خود)زیبایی حقیقی(باشد. و از این باب فرهنگ شهروندی در یونان در زمان باستان ظهور کرد و درپی آن در دوره ی کلاسیک به شکوفایی و تعالی رسید به گونه ای که در آن زمان از موضوعات برجسته در حوزه ی تفکر به شمار می آمد .فعالیت های آموزشی، ادبی و هنری بهترین فرصت برای توسعه و پیشرفت وضعیت فرهنگ شهروندی در جامعه را فراهم می کنند ،که پرداختن به این موضوع از نمونه تلاش های درست بشر برای تعالی فرهنگ به حساب می آید .یونانیان باستان بر این باور استوار بودند که موسیقی و شعر دو جزء لاینفک تعالی فرهنگ و تربیت شهروندی هستند.موسیقی در اساس بخشی از فرهنگ یونان بوده که در مراسم های مختلف اجتماعی و جشنواره های ملی و مذهبی مورد استفاده درست قرار می گرفته است و “افلاطون” به عنوان یک فیلسوف بزرگ نه تنها در باب تربیت نفس و شخصیت افراد بلکه درجایگاه هنر از جمله موسیقی مباحث مهمی را در آثار خویش مورد توجه قرار داده است، به طوری که می توان گرایشات و تفاسیر مختلفی در رابطه با هنرموسیقی و تربیت را در آثار “سیاسی” او نیز مشاهده کرد. در واقع موسیقی بخش اصلی تجربه ی آموزش یونانی که به آن “پایدیا” یا تربیت می گویند محسوب می شود. و افلاطون در تاسیس شهر مورد نظر خود موسیقی را به خاطر تاثیر عمیق اش بر نفس و جان افراد بیشتر مورد توجه قرار داده است، دردیالوگ”قوانین” طرح تربیتی افلاطون، به دو دسته کلی تقسیم بندی می شوند: یکی قوانین مربوط به تربیت جسم (ژیمناستیک و حرکات موزون) و دیگری قوانین مربوط به تربیت نفس(موسیقی)اگر ژیمناستیک و حرکات موزون را در تربیتب جسم برای به تحرک وا داشتن نفس در نظر بگیریم، موسیقی، خود فی نفسه و به طور مستقیم در تربیت نفس شهروندان تاثیر گذار است. افلاطون در کتاب دوم دیالوگ”قوانین” تمرکز ویژه ای را برای تربیت موسیقایی به خصوص نقش “گروه کر” در این زمینه قائل است.این اصطلاح اساسا افلاطونی است و ضمن برخورداری از معانی دیگر در اینجا به مفهوم تربیت شهروندان در قالب “گروه کر” می باشد که شامل آموزش در رقص و موسیقی و آواز است به همین خاطر او معتقد است که یک شخص زمانی از تربیت برخوردار است که بتواند به اندازه ی کافی از آموزش موسیقایی “گروه کر ” برخوردار شود و در مراسم های شاد و هماهنگ مشارکت نماید و به اجرای برنامه بپردازد .از این رو برای افلاطون، مهمترین و تاثیرگذارترین ابزار تربیت و به ارمغان آوردن نظم و هماهنگی در” گروه کر ” می باشد و در این راستا سیستمی از موسیقی را در سه گروه سنی “کر” و “ارکسترال” تقسیم بندی می کند.

گروه اول: نوجوانان ۶ تا ۱۸ سال، این گروه با شعر و موسیقی پیش می روند و توان بازشناسی آواز و رقص زشت از زیبا و کسب فضایل انسانی همچون عدالت را به صورت آواز و رقص های گروهی فرا می گیرند وبرای همه ی شهروندان به شایستگی اجرا می کنند .

گروه دوم: جوانان ۱۸ تا ۳۰ سال، مخاطب اصلی این گروه الهه ی شعر و موسیقی”آپولون” است، این گروه از الهه موسیقی صحت مضامین سروده های خود را به شهادت می طلبند و حین اجرا از “آپولون”

می خواهند تا اصولی را که بر نفس جوانان تاثیرگذار است و آنها را به فضیلت و هارمونی درونی سوق می دهد فراهم نماید و آنها را در شیوه و اجرای صحیح آن اصول وعقاید معتقدو پایبند سازد.

گروه سوم: میانسالان و پیران ۳۰ تا ۶۰سال، افلاطون برای این گروه موسیقی و تاتر را طراحی می کند تا مثل گروه های دیگر به اجرای برنامه های فاخر “موسیقی و نمایش” همت گمارند، این گروه نماینده شهروندانی هستند که به بلوغ کامل رسیده اند و می توانند زیباترین نوع موسیقی را برای تعالی فرهنگ اجرا کنند، چراکه این افراد به طور کامل با وزن،هارمونی و ماهیت آهنگ ها و عناصر متشکله در ریتم شناسی و تسلط کامل برالحان و مقامهای موسیقایی و همچنین از توان لازم برای شناخت و تشخیص ترانه و آهنگ های شایسته از ناشایست و قضاوت درست در باب موسیقی برخوردار هستند. افلاطون بر این باور است که جوانان تنها در این مسیر و در سایه شریف ترین و عالی ترین موسیقی ها از تربیت والای فرهنگ شهروندی برخوردار خواهند شد و در این راه می توانند به سوی فضیلتمندی گام بردارند. بنابر این تمامی فرایندهای “گروه کر” ریتم و هارمونی موجود در آن، در قالب یکی از اشکال “پایدیا” مورد توجه او قرار می گیرد و این ایده را به طور گسترده ای مورد واکاوی قرار می دهد و نقش آن را در تربیت،برقراری تناسب و ایجاد هماهنگی و تعالی شخصیت و ارتقاء سطح فرهنگ شهروندی به خوبی تشریح می کند.

منابع

کتاب دوم قانون ارسطو

مقاله “نقش موسیقی در قهوه خانه ها و تالارها” به قلم منوچهر تتری

ویرایش و تنظیم آرین حیدری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن